دلتای سپیدرود داوود خانی لنگرودی

اشعار و داستان های فارسی و گیلکی داوود خانی لنگرودی

دلتای سپیدرود داوود خانی لنگرودی

اشعار و داستان های فارسی و گیلکی داوود خانی لنگرودی

دلتای سپیدرود داوود خانی لنگرودی

گالش‌بازارِ دل‌مُرده‌ی املش

سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۱۳ ق.ظ

سه‌شنبه بازار امـلش؛ روزگــــــارانی دور تا همین نزدیکی، چه گوش‌نواز بود و دل‌بخواه! غلغله‌ی روم بود و گالش‌بازار نیز می نامندش و اکنون که کرکس تحریم بر شانه‌اش نشسته‌است و قطره‌های درشت باران، بامِ بازار را می‌کوبد، کفِ کوچه پس‌کوچه‌هایش پاک خلوت و دل‌مُرده می‌نُماید.

داوود خانی خلیفه محله؛ املش- صبح 22 آبان 1397 خورشیدی

اشاره:

متأسفانه، بسیاری از خودِ گالش‌ها، لفظ گالش را برنمی‌تابند، یا سخت می‌پذیرندش؛ اینکه گالش‌ها، با اصالتند و مهربان و شیروَش، روشن است مثل آینه؛ گُه به ریشِ منکرش.

  • داوود خانی لنگرودی

یادداشت های داوود خانی لنگرودی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی